دانلود پایان نامه

جایگاه و نقش دانش اقتصاد در مصرف، از دیرباز مورد توجه اقتصاددانان بوده است و نظریه‏های متعددی در باب مصرف و رفتار مصرفی از دیدگاه اقتصادی مطرح شده است. علم اقتصاد انسان را موجودی منطقی می‏داند که بر بازار اشراف و آگاهی کامل داشته و با تکیه بر آگاهی‏های خود نسبت به خرید بهترین کالا با کمترین قیمت عرضه شده، اقدام می‏کند. قیمت قوی‏ترین انگیزه در خرید قلمداد می‏گردد(نبی‏زاده، 1373: 279). در نظریه‏های اقتصادی، خرید فعالیتی اقتصادی، غایت‏مدارانه و مبتنی بر هدف-وسیله فرض می‏شود. این نظریه ها بیشتر معطوف به انتخاب بهینه و دستیابی به حداکثر مطلوبیت در مصرف کالا می‏باشند.
استون (1950) در تحقیقی تحت عنوان “خریداران شهری در هویت‏یابی در شهر” درصدد برآمد مضامین لویس ویرث را از مؤلفه‏های زندگی شهری ارزیابی کند. استون نمی‏پذیرفت صرفاً مجموعه‏ای از مناسبات غیرشخصی و شخصیت‏زدایی شده، بلکه معتقد بود که در فعالیّت‏های زندگی شهری می‏شود پرورش یافتن بذرهای شخصیت و هویت‏یابی را دید. بنابراین تصمیم گرفت برای دیدن این شکل از یکپارچگی اجتماعی به تحلیل فرآیند خرید بپردازد. استون از 4 رهیافت اساسی معطوف به خرید استفاده کرد و سعی کرد گونه‏شناسی خود را از خریداران ترسیم کند. این 4 گونه عبارتند از:
1- خریدار اقتصادی؛ کسی است که به قیمت و کیفیت توجه دارد
2- خریدار شخصی؛ کسی است که معیار اقتصادی برای او از اهمیّت درجه دوم برخوردار است و بیشتر به دنبال کسب فرصت برای تعامل با کسانی است که عرضه‏ی کالا را تجربه می‏کنند.
3- خریدار اخلاقی؛ کسی که ادعا می‏کند در انتخاب فروشگاه، ملاحظات اخلاقی را به کار می‏گیرد.
4- خریدار بی‏اعتنا؛ که فعالیّت خرید را بدون ضرورت انجام می‏دهد( اباذری، 1384: 170).
به عقیده‏ی میچل (1912) ما آنقدر که در ایجاد پول مهارت و دانش کسب می‏کنیم، در خرج کردن کمتر به آن توجه داریم. با توجه به تنوع کالاهای مصرفی خانوارها، فروشگاه‏ها بر حسب گروهی از کالاها ایجاد می‏شوند و حتی در داخل فروشگاه‏ها، دپارتمان‏های متعددی ایجاد می‏شوند که فروشندگان آنها نیروی کار جداگانه‏ای دارند، اما از آنجایی که خانوارها کوچک هستند، کسب دانش و اطلاعات کافی برای آنها مقدور نیست و آگاهی از کم و کیف محصولات مختلف ممکن نیست. تنوع تولید کالاها و خدمات و نوآوری‏های به وجود آمده، فرآیند تصمیم‏گیری در مصرف را پیچیده‏تر کرده و به موازات آن مکانیزم‏های متنوع شبکه‏های یادگیری، زمینه‏های کسب اطلاعات را گسترش داده است، اما گسترش تنوع محصولات باعث شده است خانوارها امکان کسب مهارت و دانش لازم را برای انتخاب بهینه از دست بدهند. با توجه به پیچیدگی فرآیند تصمیم‏گیری، دستیابی به حداکثر مطلوبیت، به دانش، قابلیت‏ها و توانایی‏های مهارتی افراد بستگی دارد. در این راستا موضوع محدودیت‏های ذاتی و مهارتی افراد در تصمیم‏گیری نیز قابل طرح و بررسی است. در نتیجه می‏توان گفت که احتمالاً بیشتر تصمیمات مصرف‏کننده ناکارآمد خواهد بود(مرادی،1384: 23).
وایت (1987) رفتار ناکارآمد مصرف کننده را ناشی از ویژگی‏های بیولوژیکی ذهن انسان می‏داند. وی اضافه می‏کند در شرایط استاندارد، مصرف‏کننده به تجارب گذشته و الگوهای اثبات شده تکیه می‏کند و این می‏تواند سطحی از کارایی نسبی را تضمین نماید، اما هنگامی که محیط پیرامون پیوسته در حال تغییر است، محدودیت‏های شناختی ذهن انسان نمایان می‏شود. چون مردم بر اساس یک قاعده‏ی سرانگشتی تنها چند انتخاب ممکن را از میان تمامی راه‏های ممکن در نظر می‏گیرند و بر همین اساس تصمیم‏گیری می‏کنند(مرادی،1384: 25). .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف رفتار نابهنجار از لحاظ علوم اجتماعی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید