دانلود پایان نامه

اصطلاح سرمایه فرهنگی نخستین بار توسط پیر بوردیو (۱۹۳۰ ـ ۲۰۰۲) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد شده است. پیربوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره و یک سرمایه فرهنگی بوده که هر دو محصول فضاهای فرهنگی اطراف انسان می‌باشند. «منظور از عادت واره مجموع طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیط‌های مختلف مانند: خانواده، رسانه‌ها، نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می‌کند. این طرحواره ها مانند : چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان می‌باشند»(منادی93،1385) «طبق نظریه بوردیو عادت واره از سویی ساختاری است که ساختارهایی را می‌سازد، عادت واره محصول تاریخ انسان است که اعمال فردی را به وجود می‌آورد از سوی دیگر، در ضمن منحصربه فرد بودن عادت واره هر فرد، هدایت کننده و نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره انسان است» (همان).
«بنابراین عادت واره محصول محیط‌ها و فضاهایی است که فرد در آن محیط‌ها به دنیا آمده و رشد می‌کند و چون محیط‌های اطراف افراد جامعه متفاوت می‌باشند طبیعتاً محصول آن‌ها نیز گوناگون خواهد بود این است که هر فردی عادت واره منحصر به خود را دارد» (منادی93،1385).
«طبق نظریه بوردیو عادت واره هر فرد که نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمرهٔ اوست، در مرکز سرمایه‌های فرهنگی‌اش جای دارد» (همان ،96).
«در میان انواع سرمایه، سرمایهٔ فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشهٔ بوردیو ایفا می‌کند. وی همچون برنیشتاین، دیدگاهی کاملا دورکیمی در خصوص فرهنگ دارد. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی دربارهٔ سبک زندگی برهمین نوع سرمایه متکی است. در نظر آن‌ها، منبع نابرابری در جامعه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد تا اقتصادی و فاصلهٔ بین فرهنگ مدرسه و خاستگاه اجتماعی – اقتصادی کودک عامل مهمی در تعیین موفقیت او در نظام آموزشی محسوب می‌شود. برنشتاین، بیشتر به مسئله انتقال قدرت و شیوه‌های انتقال آن توجه دارد، و بوردیو بیشتر به شرایط ساختاری که انتقال قدرت در چارچوب آن صورت می‌گیرد» (شارع پور136،1381).
«سرمایه فرهنگی در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در وی ایجاد و درونی شده است. بوردیو تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی می‌داند. گرایش به اشیاء فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی نیز سرمایه فرهنگی به حساب می‌آید. در اکثر مطالعاتی که در مورد منشأ سبک زندگی انجام شده، به تحصیلات تأکید شده است. تأثیر و نقش تحصیلات را ناشی از افزایش قوه شناختی در اثر ارتقای تحصیلی و هم چنین اثر شبکه‌ای تحصیلات می‌دانند. آبل در مطالعه‌ای میان کارمندان آمریکایی به دنبال همین تأثیر است. او در می‌یابد کسانی که تحصیلات بالاتری دارند کار خود را در کنترل می‌گیرند و در کنار آن به دنبال کنترل سلامت خود هستند. فرد با بالا رفتن تحصیلات در شبکه‌ای از افراد قرار می‌گیرد که الگوی رفتاری مشابه و مبتنی بر انتخاب فرهنگی دارند و به این ترتیب بر سبک زندگی فرد تأثیر می‌گذارند»(فاضلی93،1382). «نقش تحصیلات را با کنار هم گذاشتن عوامل دیگر می‌توان معنادارتر نمود. تحصیلات و سطوح مختلف آن همراه با تحولات فرهنگی و ارزشی و تأثیرات ساخته‌ای اجتماعی و تحرک‌های اجتماعی که در سطح عمودی و افقی برای افراد ایجاد می‌شود، سبک‌های زندگی را متأثر می‌سازد. تحصیلات از طریق قرار دادن فرد در نظام آموزشی که به بازتولید فرهنگی می‌انجامد، تأثیر عوامل دیگر چون مفاهیم پایگاه و طبقه را نیز افزون‌تر می‌کند. به نظر گیدنز مدارس و سایر نهادهای اجتماعی از طریق بازتولید فرهنگی به دایمی کردن نابرابری‌های اجتماعی کمک می‌کنند. این مفهوم ذهن ما را به وسایلی معطوف می‌سازد که به مدد آن مدارس از طریق برنامه‌های پنهان، بر یادگیری ارزش‌ها، نگرش‌ها و عادات و سبک‌های خاص تأثیر می‌گذارند» (گیدنز472،1378). با این همه باید مطالعات بیشتری صورت گیرد، تا رابطه تحصیلات و سبک زندگی بازشناخته شود. به ویژه در جوامعی مانند ایران که نفوذ ساختارهای سنتی و غیر رسمی در زندگی افراد فراوان است و حتی بر چگونگی خودِ مقوله آموزش و تحصیلات نیز سایه انداخته است. تحصیلات را به لحاظ ایجاد موقعیت طبقاتی و اقتصادی و کسب اعتبار اجتماعی در ذیل سرمایه اقتصادی و اجتماعی هم می‌توان آورد. مسأله مهم دیگر در سرمایه فرهنگی قریحه است. «می‌توان گفت قریحه مجموعه تمایلات درونی است که برخلاف تصور معمول فقط به نوع برداشت یا مواجهه فرد با محصولات فرهنگی و هنری مربوط نمی‌شود. قریحه قادر است سازوکار سبک زندگی را توضیح دهد. بر همین اساس بخشی از مطالعات توصیفی سبک زندگی تلاش برای توصیف قریحه‌های افراد ونشان دادن ساختار منسجم قریحه است (فاضلی101،1382). در نهایت هر مجموعه فعالیت که بخواهد به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود، باید با تمایلات قریحی فرد متناسب باشد و از آنجا که قریحه تعیین کننده جهت فعالیت‌هایی است که عمدتاً داوطلبانه هستند و میزان سرمایه فرهنگی را تعیین می‌کنند، در سبک زندگی نقش برجسته‌ای دارد.».
سرمایهٔ فرهنگی شامل «سلیقه‌های خوب، شیوه و راه رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی و شناخت و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی، تئاتر و ادبیات… » و تسلط یافتن بر هر نوع از نظام‌های نمادین است. داشتن سرمایهٔ فرهنگی کارکردهای مختلفی دارد:
1- کسب مشروعیت از طریق بقیهٔ سرمایه‌ها منوط به تبدیل شدن آنها به سرمایه فرهنگی است. کسی که به واسطه سرمایه فرهنگی منزلت دارد می‌تواند روایت خود از دنیای اجتماعی را بر دیگران تحمیل کند.
2- داشتن سرمایه فرهنگی بدان معناست که فرد می‌تواند خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه درعرصه فرهنگ انجام دهد. به بیان خود بوردیو «زیباشناسی محض، از اخلاق یا همان خلق و خوی فاصله گرفتن گزینشی از الزامات دنیای طبیعی و اجتماعی عادت واره ها شکل می‌گیرد»)بوردیو5،1984)
شکلی از قدرت به عنوان سرمایه، در جوامع مدرن و متمایز وجود دارد، که بوردیو با افزودن منطق تحلیل به کالاها و خدمات به ظاهر غیر اقتصادی، مفهوم سرمایهٔ فرهنگی را می‌سازد. «سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو شامل پهنه گسترده‌ای از منابع می‌شود که از جمله آن می‌توان به استعداد شفاهی افراد، آگاهی فرهنگی عینی، منابع زیباشناختی، اطلاعاتی درباره سیستم آموزش عالی و شرایط لازم برای تحصیل اشاره کرد. از نظر وی فرهنگ (در گسترده‌ترین شکل آن) می‌تواند منبع قدرت باشد. این مسئله وقتی محقق می‌شود که بازارهای فرهنگی ظهور پیدا کنند و سرمایه داران مطابق با وضع موجود، تلاش خود را برای کسب سود و منافعشان تغییر دهند» (شوارتز75،1997)
«مفهوم سرمایه فرهنگی نزد بوریو، ابتدا از تحقیقی که وی در این زمینه انجام داد شکل گرفت. تحقیق او درمورد شرایط نابرابری دستیابی به تحصیلات عالیه در میان دانش آموزانی بود که در میان خانواده‌هایی زندگی می‌کردند که در شرایط اجتماعی یکسانی داشتند ولی والدینشان دارای سطوح تحصیلی متفاوتی بودند.» (بوردیو و اکوانت 160،1992)
«بوردیو در این پژوهش در می‌یابد که مفهوم سرمایه فرهنگی از این عقیدهٔ عمومی جدا می‌شود که شکست‌ها یا موفقیت‌های تحصیلی افراد به هوش یا استعدادهایشان بستگی دارد. در حالی که موفقیت تحصیلی را بهتر است از طریق مقدار و نوع سرمایه فرهنگی که فرد از محیط خانواده‌اش به ارث می‌برد سنجید تا به وسیلهٔ اندازه گیری مهارت‌ها و دست آورد های فردی. این پیش داوری‌های عمومی، که توفیق یا ناکامی تحصیلی را معلول استعدادهای طبیعی می‌نگرد، در نظریه‌های سرمایه انسانی گری بکر نیز وجود دارد، اما نباید این دو مفهوم را یکی دانست چرا که آن‌ها نمی‌توانند نسبت‌های متفاوت منابعی را که عوامل یا طبقات اجتماعی مختلف به سرمایه گذاری اقتصادی و سرمایه گذاری فرهنگی تخصیص می‌دهند تبیین کنند همچنین، از تعیین کننده ترین سرمایه گذاری آموزشی، یعنی انتقال خانگی سرمایهٔ فرهنگی، استفاده نمی‌کنند، و آگاهی ندارند که استعداد، خود محصول سرمایه گذاری بر روی زمان و سرمایهٔ فرهنگی است» (شوارتز75،1997)
«سرمایه فرهنگی دربرگیرنده تمایلات پایدار افراد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می‌شوند. در اینجا پای سرمایه دیگری هم به میدان سخن باز می‌شود و آن سرمایه نمادین است. سرمایه نمادین جزئی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن، ارزش گذاشتن یا سبک ساختن در میدان فرهنگ است» (فاضلی37،1382).
«عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و گویا از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است. حجم و ترکیب سرمایه‌ها جایگاه میدان را نزد فرد تعیین می‌کند. سه منبع سرمایه فرهنگی یعنی خانواده، آموزش و فرهنگ شغلی از عواملی هستند که تأثیر آن‌ها بر سبک زندگی قابل مطالعه است» (همان،39).
تحلیل سرمایه در نگاه بوردیو سه وجه دارد:
1- «میزان سرمایه (کم – زیاد).
2- ساختار سرمایه (فرهنگی – اقتصادی).
3- بعد زمانی سرمایه یعنی کاهش و یا افزایش بین نسلی سرمایه.
– منش یا عادت واره : بوردیو منش را یک نظام آمادگی‌های پایدار می‌داند، یک ساختار ساخته شده ساخت دهنده. به عبارت دیگر مجموعه منسجم از عادت‌ها نشانگری‌های بدنی که فرد را از راه گرته‌برداری ناآگاهانه و درونی کردن شکل می‌دهد، به‌گونه‌ای که مخصوص یک محیط باشد. بنابراین می‌توان دریافت که چرا بعضی‌ها به مکانی خاص می‌روند و برخی دیگر نه، و این مسأله نه فقط به دلیل امکانات مالی و محدودیت‌های آن است، بلکه کمبود احساس آرامش و انس، آگاهی مبهم از نبودن در جای خود، از مسائل مهم و اساسی است که با وضعیت بدن، ظاهر لباس، شیوه حرف زدن و راه رفتن در زندگی فرد خود را نشان می‌دهد.» (هینیک76،1384) منش، هسته اصلی تبیین بوردیو از کنش‌های انسان است. او منش را «نظامی از تمایلات با دوام و قابل انتقال که به عنوان مولد اعمال ساخت یافته و به شکل عینی منسجم شده، عمل می‌کند»، تعریف کرده است. او منش را مولد و انسجام بخش اعمال و صورت بیرونی شده شرایط طبقاتی می‌داند (فاضلی39،1382).
به عقیده بوردیو اشکال مختلف سرمایه عامل مهمی هستند که موقعیت و امکانات کنشگران را تعریف می‌کنند. به عبارتی« نوعی ستیز وجود دارد که موفقیت در این ستیز وابسته به میزان سرمایه است» (بوردیو47،1384). در واقع جایگاه اجتماعی هر کنشگر نیز متأثر از انواع سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین است. بنابراین اشکال مختلف سرمایه عامل اصلی در شناختن موقعیت و امکانات کنشگران در فضای کلی اجتماعی می‌باشند. البته عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است.
سرمایه فرهنگی که توسط بوردیو تحلیل شده می‌تواند در سه وضعیت متفاوت زیر موجود باشد:
1- سرمایه فرهنگی تجسم یافته
2- سرمایه فرهنگی عینیت یافته.
3- سرمایه فرهنگی نهادینه شده.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید