دانلود پایان نامه

مواضع نظری مختلفی که در این بخش عرضه شد،حجم مختلفی را به اثرهای ارتباط جمعی نسبت می دهند که دامنه آن رسانه های نسبتاً ضعیف در الگوی اثرهای محدود تا رسانه های قدرتمند توصیف شده از سوی نوئل نئومان و دیگران را در بر می گیرد. یک پرسش بدیهی اینکه آیا راهی برای برنامه گذاشتن این برداشت های مختلف از توانایی رسانه ها وجود دارد یا خیر الیوکاتز یک رویکرد برای آشتی این نظریه ها را عرضه کرده است. از نظر کاتز(1980) دو عامل مهم در ارتباط جمعی،گزینشگری و روابط میان فردی است. منظور وی از گزینشگری فرایند های است که برای گزینشی ساختن درک عمل می کنند. این فرایند ها عبارتند از مواجهه گزینشی،درک گزینشی و حفظ گزینشی. منظور وی از روابط میان فردی،عضویت گروهی و دیگر فرایندهای است که در آنها گروه ها بر افراد اثر می گذارند. هنگامی که این دو عامل در جریان نفوذ باهم مداخله می کنند، قدرت رسانه ها میل به محدودیت پیدا می کند، چنانکه الگوی اثرهای محدود کم و بیش به درستی بیان می دارد. هنگامی که رسانه ها بتوانند بدون پادرمیانی این دو عامل به طور مستقیم عمل کنند قدرت رسانه ها بیشتر می شود. برای مثال در مارپیچ سکوت که اثرهای قدرتمندی از ارتباط جمعی پیش بینی می کند،هم صدایی پیام رسانه ها از گزینشگری جلوگیری می کند و هنگامی که افراد از اظهار عقاید خود خودداری می کنند، ارتباط میان شخصی کاهش پیدا می کند. رویکرد دیگری برای سازش الگوی اثرهای محدود و اثرهای قدرتمند، ممکن است از نظریه ای منتج شود که بالروکیچ و دی فلور(1976) ارائه کردند و آن را نظریه وابستگی نامیدند. این نظریه حاکی از آن است که افراد وابستگی های متفاوتی به رسانه ها دارند و این وابستگی ها از شخصی به شخص دیگر، از گروهی به گروه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می کند. آنها استدلال می کنند که به طور خاص جامعه جدید شهری صنعتی،مخاطبان وابستگی زیادی به اطلاعات رسانه جمعی دارند… در جامعه توسعه یافته جدید بسیاری از اعمال زندگی و تجارب مستلزم اطلاعات تازه و قابل اعتماد است. این نظریه بر رابطه سه گانه رسانه ها،مخاطبان و جامعه تاکید دارد.در هر یک از این سه واحد جامعه،رسانه ها و مخاطبان عواملی در افزایش یا کاهش میزان وابستگی رسانه ها دخالت می کنند در جامعه،یک عنصر مهم میزان بی نظمی،تضاد و تغییرات است و هنگامی که تغییر زیادی در جامعه وجود داشته باشد، عدم اطمینان در همه مردم نیز افزایش خواهد یافت. در چنین زمانه ای وابستگی مردم به اطلاعات رسانه ها زیاد است. خود نظام های رسانه ای از نظر تعداد و محوریت ارائه کارکردهای اطلاعاتی تفاوت دارند. برای مثال آنها در جامعه جدید شهری صنعتی،چندین کارکرد دارند،کارکردهای مانند تهیه اطلاعات راجع به دولت وسیاست برای مردم به طوری که امکان انجام انتخابات دموکراتیک مهیا شود، خدمت در حکم مراقبت یا رکن چهارم حکومت، اعلام هشدار عمومی وگسترده در موارد اضطراری، تهیه اطلاعات مورد نیاز برای حفظ چرخش نظم اقتصادی و عرضه حجم بزرگی از محتوای تفریحی و سرگرم کننده برای کمک به ایجاد آرامش و پرکردن اوقات فراغت مردم هر چه رسانه ها در یک جامعه این کارکردها را بیشتر ارائه کنند،وابستگی به رسانه ها در آن جامعه بیشتر می شود. همچنین هرچقدر اهمیت یا نقش محوری برخی از این کارکردها در روان کار کردن جامعه بیشتر باشد، وابستگی به رسانه ها در آن جامعه بیشتر خواهد بود. از نظر بال روکیچ و دی فلور هر چقدر جوامع پیچیده تر می شوند و همچنین هر چه فناوری رسانه پیچیده تر می شود،کارکردهای منحصر به فرد رسانه ها بیشتر و بیشتر می شود. سرانجام، درجه وابستگی به اطلاعات رسانه ها در میان مخاطبان تفاوت می کند. برخی افراد علاقه زیادی به ورزش دارند درحالی که دیگران علاقه بیشتری به بازار سهام دارند. بعضی به شدت به جامعه محلی جذب شده اند ونیاز دارند که رسانه ها با آنچه که در جریان است همراهی کنند. بعضی دیگر در حاشیه اجتماع قرار دارند و استفاده آنها از رسانه ها اندک است. برخی افراد به این امر توجه دارند که شهروند خوبی باشند، آگاهانه در انتخابات رای دهند و… حال آنکه دیگران یا هیچگاه به مسائل عمومی علاقه پیدا نمی کنند یا با نظام سیاسی بیگانه می شوند. بال روکیچ عواملی را که بر وابستگی افراد به رسانه ها اثر می گذارند، بیشتر توصیف کرده است نظریه وابستگی از این نظر که بر روابط سه گانه جامعه،رسانه ها و مخاطبان به عنوان عواملی تعیین کننده در وابستگی های رسانه ای تاکید دارند،با رویکرد استفاده و خشنودی متفاوت است. رویکرد استفاده و خشنودی به طور دقیقتر به نیاز های روانشناختی فرد توجه می کند. مفهوم وابستگی مطرح شده در نظریه وابستگی به مفهوم نیاز به راهنمایی که مک کامبز و ویور به عنوان متغییر مهم در برجسته سازی پیشنهاد کرده اند نیز شباهت دارد، هرچند وابستگی مفهومی کلی تر و فراگیرتر است. بال روکیچ و دی فلور استدلال می کنند که هر چه قدر وابستگی رسانه ای در ارتباط با یک پیام ویژه بیشتر باشد این احتمال که پیام،شناخت ها، احساسات و رفتارهای مخاطب را تغییر دهد بیشتر است،یکی از نیازهای اصلی مردم، کاهش ابهام است. بال روکیچ و دی فلور یادآوری می کنند که در یک جامعه پیچیده جدید،موضوعات زیادی وجود دارد که مخاطب ممکن است راجع به آنها اطمینان نداشته باشد و موارد جدیدی نیز به طور دائم اضافه می شوند. این ابهام، تشویش آور است و درنتیجه افراد ممکن است برای کاهش آن به رسانه های جمعی روی آورند. این امر می تواند در تعریف و شکل دهی واقعیت قدرت زیادی به رسانه ها بدهد. این گرایش در افراد برای روی آوردن به رسانه های جمعی در زمان عدم اطمینان،به هنگام حمله امریکا به لیبی در آوریل 1986 تشریح شد. شب بعد از حمله،پوشش تلویزیونی شبکه خبر تلویزیون کابلی به هنگامی که بیشترین بیننده وجود داشت به بالاترین مرتبه خود تا آن زمان رسید. سی ان ان در مقایسه با متوسط 402000 مخاطب برای هر شب در ماه قبل 1/2 میلیون مخاطب داشت به کارگیری نظریه وابستگی کمک می کند برخی مطالعات را که اثرهای زیادی برای رسانه های جمعی نشان می دهند و مطالعاتی را که برای رسانه ها اثرهای اندکی قائل هستند، با هم آشتی دهیم. بکر و ویتنی (1980)نشان دادند که افراد ممکن است برای دریافت اطلاعات خود به رسانه خاصی وابسته شوند و افرادی که به رسانه های مختلف وابستگی دارند، به داشتن تصویرهای مختلف از دنیا سوق پیدا می کنند. میلر و ریز(1982) به این نتیجه رسیدند که هر چه فردی بیشتر به رسانه خاصی وابسته باشد، احتمال اینکه پیامی در آن رسانه اثرهای مورد نظر را داشته باشد بیشتر است.نیگ(1980)برای توصیف جستجوی اطلاعات مربوط به پیش بینی زلزله از رسانه های جمعی از یک چارچوب مبتنی بر نظریه وابستگی استفاده کرد.(سه ورین و تانکارد،1381، 415-412)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم و نقش و کارایی مشارکت
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید