دانلود پایان نامه

مهم‌ترین و مؤثرترین عاملی که امروزه کنترل منابع مادی را در بر دارد و در قشربندی جنسیتی نقش بسزایی دارد، متغیر شغل است ، از نظر کالینز «مشاغل پایه‌های اصلی و عمده تفاوتهای طبقاتی‌اند.»
از عوامل موثر دیگر در قشر بندی جنسیتی و مناسبات زنان و مردان میزان کنترل منابع مادی جامعه توسط یکی از دو جنس است. یکی از شاخصه های تعیین کننده میزان کنترل منابع مادی ، سطح مازاد اقتصادی است. با تحلیلهایی بر اساس سطح مازاد اقتصادی جوامع و میزان کنترل و دسترسی این مازاد توسط یکی از دو جنس ، می توان به تبیین مناسبات استقلال مالی برای زنان در برابر مردان پرداخت (مرکز مشارکت زنان وخانواده،29:1384).
مسلما به دلیل سطح تکنولوژی پایین یک جامعه ، مازاد اقتصادی نیز پایین است به همان نسبت ثروت مادی نیز درجامعه کم است . که در چنین مواقعی به طور نامساوی بین افراد توزیع شده است. خواه این توزیع بر اساس جنسیت صورت بگیرد ، یا بر اساس معیار دیگری صورت بگیرد. به علاوه در اقتصادهای ساده از قبیل جوامع با اقتصاد شکار و جمع آوری خوراک ، زنان هم مثل مردان یا حتی بیشتر از مردان ، در اقتصاد نقش دارند. بخش بسیاری از این کنترل از طریق تسلط مردان بر نقش های کلیدی ومحوری اقتصادی بدست آمده؛ اگر چه در چنین جوامعی زنان کار اقتصادی انجام می دهند ، این مردان هستند که موقعیت ها و پایگاه های تعیین نوع و شیوه توزیع محصولات را در اختیار دارند .
تفکیک نقش زن و مرد از الگوهای نابرابری تقسیم امکانات مالی می باشد. تالکوت پارسونز عقیده دارد که در جوامع صنعتی و خصوصا در خانواده های متوسط سفید پوست آمریکایی نقش زن و مرد تفکیک شده است .هر یک از آنان در زندگی نقش خاصی را فرا گرفته و آن را در جریان زندگی زناشویی و اجتماعی خود ایفا می کنند.
برخی از دانشمندان با دلایل عدیده این قسمت از نظریه پارسونز را در مورد جوامع صنعتی مردود شناخته اند. در روابط زن و شوهری از نظرتصمیم گیری در خرج خانه ، زن شاغل نسبت به زنان خانه دار از حق بیشتری برخوردار است .
بر اساس تحقیقاتی که در خانواده های آمریکایی و اروپایی بعمل آمده روشن شده است که زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار در روابط با شوهرانشان از حق بیشتری برخوردارند. دیوید هیر در سال 1985 ، بلود و ولف در 1960 ، لوئیز هافمن در 1960 ، پیر دوبی در 1985 ، اژن لوپری در 1969 و آنت لاموز 1969 در تحقیقاتی که انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که استقلال اقتصادی زن موجبات دخالت بیشتر او را در تصمیم گیری فراهم می سازد .
برخی مطالعات تغییرات در ساختارهای اقتصادی در تکنولوژی های تولیدی را مهم دانسته اند.دونیز ریس در سال 1937 در مطالعات خود تاکید بر توانمندسازی زنان جهت ایفای نقش های مشارکتی در روستا پرداخته است. مطالعات دیگری نیز بر نقش عوامل جمعیتی از جمله تعداد فرزندان و تاثیر آنها بر مشارکت زنان بخصوص در امور اقتصادی تاکید نهاده اند. (عفتی ، 1373 : 58)
حقوق زنان در قبال مالکیت اموال و دارائیها نیز می تواند بر میزان مشارکت آنها تاثیر داشته باشد. به نظر می رسد هر چه میزان بهره مندی زنان از حق مالکیت بیشتر باشد ، سهم آنان در فعالیت های اقتصادی نیز بالاتر خواهد بود. چنین بهره مندی زنان را قادر می سازد تا نسبت به تاسیس شرکتها و موسسات تولیدی و اقتصادی توانایی بیشتری داشته باشند.
3- منزلت اجتماعی
اگر چه زنان نقش مهمی در فرایندهای تولید ، توزیع و مصرف ایفا نموده اند ، اما کمتر در نظریه پردازی ها از منزلت اجتماعی آنها سخن به میان آمده است. امروزه به دلیل اهمیت یافتن اشتغال و نیروی انسانی ماهر و متخصص و همچنین مسئله اشتغال زنان ، بررسی جامعه شناختی آن بسیار مهم می نماید.
همان طور که مقررات هنجاری بوجود می آید ، زنان بطور فزاینده ای قابلیت تغییر نابرابری ها را در مقابل جنس مخالف به عنوان دارنده (مالک و نیز کنترل کننده سرکوب و منابع مادی زنان) بطور هنجاری ازدست می دهند. البته تحت سلطه استراتژی هایی را برای تعدیل و جبران منزلت اجتماعی گسترش می دهند.هنگامی که زنان در جستجوی محدود کردن تضادهای جنسی با مردان می باشند ، آنان برای ارتقای خودشان مناسکی که وجهه و افتخار و منزلت اجتماعی را وسیله کاهش سرکوب و امتیازات مادی مردان باشد، به کار می گیرند. زمانی که وسایل سرکوب و امتیازات مادی مردان کاهش یابد ، در این هنگام منزلت اجتماعی زنان به خاطر افزایش امتیازات مادی و کنترل وسایل سرکوب ارتقا یافته و این امر منجر به بالا رفتن فعالیت و مشارکت آنان می گردد .
با توجه به نظریه کالینز که خود ملهم از نظریات مبادله ، کنش متقابل گرایی و تا حدودی روانکاوی و روش شناسی مردمی است ، ریشه عدم مشارکت زنان و مشارکت ضعیف آنها را در امور اقتصادی در ساخت اجتماعی_ اقتصادی جامعه می توان جستجو کرد. در جاهایی که زنان در فعالیت های اقتصادی سنتی نیز مشارکت می نمایند ، می توان تایید ساخت حاکم را که مبنی بر منزلت اجتماعی است مشاهده نمود.
بنابراین مناسکی محاوره ای که در این شرایط روی می دهند به نحو چشمگیری به نفع مردان است. این الگوی روابط بین شخصی در طول زمان در رابطه با مناسک پیشین و بعد از آن زنجیره ای را بوجود آورد و الگوی بین شخصی تعامل بین زنان و مردان را تولید و باز تولید می کنند (خواجه نوری،34:1386) .
این ساختار اجتماعی موانع مختلفی را بر سر راه مشارکت زنان در عرصه های مختلف ایجاد می کند. از جمله این موانع می توان به تقسیم کار جنسیتی و تخصیص برخی از فعالیت ها به مردان و برخی دیگر به زنان اشاره نمود. این موانع سبب می شود تا مقدمات و ملزومات مشارکت زنان در عرصه های مختلف محدود گردد. بدین جهت است که می بینیم که زنان سطح تحصیلات کمتری دارند. همین امر سبب می شود که فرصت های اقتصادی زنان محدود و معمولا معطوف به کارهایی شود که به طور سنتی در خانه و یا مزرعه و دوشادوش مردان خانوار بدون منزلت اجتماعی به فعالیت بپردازند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   قوانین خاص اعتماد
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید