دانلود پایان نامه

بخشی از قدرت در اتخاذ تصمیمات در خانواده به کارکرد نقشهای سنتی جنس مذکرو مؤنث برمی-گردد.ازاین نظر جوامع در اینکه قدرت بین خانواده چگونه توزیع شده، متفاوت هستند. اگرجامعه¬ای ازمردان این انتظار را داردکه تمامی امور زندگی تصمیمات خانواده را بگیرد، دراینجا جنس مذکر در اخذ تصمیمات بالاترین نقش را دارا است.درچنین نظامی به لحاظ قانونی زنان کمتر از حقوق برابر برخوردارند ودارای پایگاه پایینی هستند.ریتزر معتقداست که در شرایط کنونی پایگاه مطیع بودن در اکثر زوجها درحال تغییراست وایده برابرطلبانه درامرازدواج درحال رایج شدن است و با ورود زنان به عرصه کار یا عدم پذیرش نقشهای جنسی سنتی توام است (گیدنز،36:1386) .
عناصر و اصول بنیادی در حوزه قشربندی جنسیتی به این شرح است : بطور متوسط ، مردان از زنان قویتر هستند و زنان نیز از لحاظ فیزیکی به خاطر عمل زایمان و بچه داری آسیب پذیرتر و حساس تر هستند و این خود به معنای توزیع نابرابر منابع و امکانات برای تسلط و قدرت اجتماعی در بین زنان و مردان می باشد. (کالینز ، 230:1975) به اعتقاد بسیاری از نظریه پردازان نوسازی ، تضاد و سلطه مردان بر زنان و روابط بین این دو جنس در فرایند تولید شکل گرفته است. بر این اساس ، در جریان تکامل جوامع و تغییر در شکل تولید ، مردان به روش های تولیدی جدید دست یافته و زنان در خانه برای فرزند زایی و پرورش کودکان باقی ماندند. غلبه مردان زمانی بیشتر شد که زنان به عنوان دارایی مطمئنی در نظر گرفته شدند که می بایست در خانه محبوس و محدود گردند. به اعتقاد مونی و دیگران تسلط مداوم مردان به نظامی نیاز دارد که از نابرابری جنسی حمایت کند.
در بحث قدرت طلبی جنسیتی بین زنان ومردان راندال کالینز در نظریه جنسیتی به نقد نظریات کلاسیک در جامعه و خانواده می‌پردازد و سعی در توجیه نابرابری‌های زن و مرد و حفظ موقعیت‌های سنتی زنان و تقسیم کار نابرابر بین آنها داشته‌اند.
زمانی که یک جنس وسایل زور و قدرت را کنترل می‌کند ، این جنس توان بهره‌گیری از این قدرت را برای تسلط بر جنس مخالف دارد و از این طریق می‌تواند یک نظام جنسی نابرابر را ایجاد کند و از طرفی دیگر وقتی یکی از دو جنس به طور نسبی منابع مادی را در کنترل خود دارد، این جنس صاحب قدرتی خواهد شد که توان کننترل روابط جنسیتی را خواهد داشت و از این طریق می‌تواند این شکل از کنترل رابطه را به نظام خانواده سرایت دهد.
در چنین مواقعی جنس با قدرت کم در پی دستیابی به منابعی است تا بر عدم تعادل و نابرابری در قدرت مادی و اقتصادی نائل شود. از دیدگاه کالینز، اینگونه فعالیت‌های عام نابرابری جنسیتی به لحاظ تاریخی مورد پذیرش مردان هستند چرا که امکان بکارگیری سلطه و قدرت را در برخورد با زنان دارند و از جمله از این برتری کنترل منابع اقتصادی و تا حد زیادی سیاسی و ایدئولوژیک به نفع خودشان بهره‌برداری می‌کنند.(مرکز مشارکت زنان وخانواده ،79:1384)
متغیر شغل به عنوان مهمترین عامل در قشربندی جنسیتی است که کنترل منابع مادی و به تبع آن نظام فرهنگی و ارزشی را در پی خواهد داشت و ابعاد و سطوح متفاوتی رامی‌توان در میان مشاغل مختلف شناسایی کرد . چهار بعد از این تفاوت‌ها که می‌توان آنها را در مشاغل مختلف مورد بررسی قرار داد، به لحاظ درجه اهمیت به ترتیب عبارت از: روابط قدرت ، منزلت در شبکه ارتباطات ، میزان و مقدار ثروت ایجاد شده ، طبیعت فیزیکی کار هستند .(کالینز ،130:1975)
1-1-روابط قدرت : بدون شک مهم‌ترین و عمده‌ترین تفاوت میان وضعیت‌های شغلی، روابط قدرت موجود در آن است. یعنی شیوه‌هایی که افراد دستور می‌گیرند، طبقات شغلی در واقع همان طبقات قدرت در حیطه کار هستند.
آنچه که ما در برخورد یک انسان با انسان دیگر مشاهده می‌کنیم، درواقع قدرت اجتماعی‌ است که می‌تواند رفتار یک انسان را توسط انسان دیگر تحت تاثیر قرار دهد و این قدرت اجتماعی در اصل چیزی نیست جز دستوردادن یک فرد به فرد دیگری. براساس این تحلیل وی سه طبقه را از هم جدا می‌کند: اول کسانی که از افراد کمی یا هیچ فردی دستور نمی‌گیرند اما به خیلی‌ها دستور می‌دهند. دوم کسانی که باید نسبت به برخی از مردم احترام بگذارند و تسلیم شوند اما درعین حال می‌توانند به دیگران دستور بدهند و سوم کسانی هستند که فقط دستور می‌گیرند.
براساس همین اصل و محور در وضعیت‌های شغلی کالینز معتقد است که به آسانی می‌توان طیف طبقه بالا، طبقه متوسط و طبقه کارگر را متناظر با این اشکال سلطه دانست.
1-2-شبکه‌های ارتباط شغلی: یکی دیگر از ابعاد موقعیت‌های شغلی متفاوت از نظر کالینز ناشی از میزان و تنوع برخوردارهای شخصی است. یعنی اینکه هر شخص ممکن است با افراد محدود یا فراوانی سرو کار داشته باشد. هرچقدر فرد بیشتر گروه را بپذیرد و بیشتر همنوایی و سازگاری با دیگران را قبول کند، او بیشتر منزلت اجتماعی می یابد.
1-3-ثروت: کسانی را که به ارزش و اهمیت پول و درآمد به عنوان عامل عمده تفاوت‌گذاری میان طبقات اجتماعی تاکید می‌کنند، تحت عنوان مارکسیسم عامیه رد می‌ شوند. این اشکال متفاوت قدرت سازمانی است که درآمد ایجاد می‌کند و این درآمدها می‌تواند به عنوان عامل مهمی در مشخص کردن تمایزات و تفاوت‌های اساسی در دیدگاه‌ها و موقعیت‌های افراد نقش داشته باشد. پول علاوه بر تاثیرات مستقل خود، به عنوان رابطی مداخله‌کننده میان موقعیت شغلی و دیگر جنبه‌های زندگی که طبقات را از هم جدا می‌کند، مهم است.
1-4-ویژگی‌های طبیعی و فیزیکی کار : یکی دیگر از ابعاد متفاوت شغل ویژگی طبیعی کار است برخی از کارها نیازمند کار بدنی سخت و تلاش بیشتری نسبت به کارهای دیگر است. برخی از کارها کثیف‌تر و خطرناک‌ترند. این جنبه‌های مختلف کار نیز با قدرت در ارتباط هستند چرا که قدرت این توانایی را داردکه برای مجبور کردن دیگران به انجام کارهای سخت‌تر و ناخوشایندتر به کار گرفته شود، عامل با اهمیت دیگر در کنترل منابع مادی یک جامعه ، قواعد ارث می‌باشد. اگر در یک جامعه‌ای فقط یک جنس بتواند ثروت یا قدرت را به ارث ببرد و یا این منابع به شکل نابرابر به ارث برده شود، زمینه برای کنترل میزان قابل توجهی از منابع مادی آن جامعه برای یکی از دو جنس فراهم شده است. کننترل ابزار و منابع سلطه از طریق دو عامل دیگر می‌تواند تعدیل یا تقویت شود. یکی نظام حقوقی یا دولت ودیگری حضور یا عدم حضور خویشاوندان.
در مجموع ساختار قدرت در خانواده را با توجه به منابع قدرت از جمله شغل، طبقه شغلی، سن، تحصیلات و… را در سطح خرد و بین افراد و به طور خاص در خانواده و بین زوجین می توان تبیین نمود.
هرکدام از زوجین که منابع ذکر شده را در اختیار داشته باشند، دارای قدرت است و طرف مقابل او فرمانبر می‌شود و اگر زوجین در داشتن منابع قدرت برابر باشند، ساختار قدرت در خانواده عادلانه خواهد شد. (مرکز مشارکت زنان وخانواده، 102:1384)
حفظ نظام تقسیم کار سنتی بین زنان و مردان بدون توجه به ساختار قدرت نابرابر و امتیازات و ارزش گذاری های متفاوت را می توان نقد نمود و در راستای تقویت و باز تولید این نابرابری ها ، خانواده نیز چون سایر نهادها ، ساختاری از قدرت و سلطه است که موجب تقویت بسیاری از نابرابری ها می شود و درنقش های جنسیتی خانواده میزان زیادی از تسلط جنس مرد بر زن در زمینه شغل وانجام کارها دیده می شود. دو دسته عوامل وجود دارد که به تفاوت هایی در الگوهای نابرابر جنسیتی منجر می شود:یکی اشکالی ازسازمان اجتماعی که برمیزان استفاده از زور و فشارتاثیر می گذارند.دیگری موقعیت بازار کار زنان و مردان. زمانی استفاده شخصی از فشار محدود می شود که زنان در یک بازار کار از برابری های جنسی یا سایر منابع (مثل زمینه خانوادگی ، دانش ، مهارت های اجتماعی یا حرفه ای ، مالکیت و سایر موارد) برای چانه زنی بر سر منزلت ، پاداش ها ، مشارکت اجتماعی و موقعیت اجتماعی استفاده کنند (همان ماخذ، 81) .
متغیرهای جمعیتی و قدرت طلبی
دسته¬ای از متغیرهای جمعیتی وجود دارد که بر ساختار توزیع قدرت در خانواده تاثیر می¬گذارد. این متغیرها را که اندیشمندان در کارهای تجربی به آن رسیده و به لحاظ تئوریکی هم قابل استدلال و تبیین هستند، متغیرهای نظیر سن، فاصله سنی زوجین، تجربه شهرنشینی، مدت ازدواج و مرحله چرخه زندگی، بعد خانوار و سن فرزندان… هستند که بر کم و کیف توزیع و ساخت قدرت در خانواده تاثیر می¬گذارند که در زیر به برخی از آنها اشاره می¬کنیم (گیدنز، 1386: 39) .
سن : بلاد بین فاصله سنی زوجین و روابط قدرت روابط معناداری قائل است و ا شاره کرده هرچقدر سن شوهر از همسر بیشتر باشد شوهر در اعمال نظر و تصمیم¬گیریها از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود.
تجربه شهرنشینی: با حرکت ازروستا به شهر، با تغییر ساختار خانواده روبرو هستیم. در این ارتباط ایده دموکراتیزه به عنوان یک پدیده کلان در شهرها بستر مناسبی برای رشد دارد. آگبرن یکی از علل تغییر ساختار خانواده را در سطح جامعه به رشد دموکراسی نسبت می¬دهد. این امر در خانواده که جزئی از نظام اجتماعی است، بی تاثیر نیست. البته آگبرن به فرایند دموکراسی به عنوان یک عنصر مداخله¬گر اجتماعی در ایجاد فرصتها و امکانات اشاره می¬کند که این امر به نوبه خود درسطح پایین تر موجب تغییر در ساختار خانواده نیز می¬شود.
بعد خانوار: یکی از متغیرهایی که نقش اساسی در ساخت قدرت و اقتدار در خانواده دارد، بعد خانوار می¬باشد. اساس اندیشه بلاد پایه تئوری بیلز می¬باشد. بیلز ارزش تمرکزگرایی اقتدار را در گروه¬های کوچک مطرح می¬کند و معتقد است هرچقدر گروه¬ها از اعضای بیشتری برخوردار باشند تمایل کمتری دارند که از شیوه اعمال قدرت دلایل و مجاب‌سازی، برای ترغیب دیگران استفاده کنند (همان ماخذ، 1386: 45) .
بلاد در این رابطه معتقد است در خانواده¬هایی که دارای اعضای بیشتری هستند و گسترده¬تر می¬باشند عموما سنتی¬تر، سختگیرتر و در اعمال اقتدار، تنبیهی تر عمل می¬کنند. معمولا جوانترها در چنین خانواده¬هایی کمتر جایی برای حرف زدن دارند و از آنها انتظار دارند مطیع، و برای اقتدار اولیا احترام قائل باشند و در چنین خانواده¬هایی تصور می¬شود سخت گیری اولیا نسبت به فرزندان بیشتر باشد. یعنی هرچقدر تعداد اعضای خانواده بیشتر باشد امکان تنبیه جسمانی فرزندان بیشتر است. بلاد ریشه این امر را در دفاع کمیاب جستجو می¬کند. کمیابی منابع موجب رقابت بین اعضای خانواده می شود. فرضا در استفاده از امکاناتی از قبیل اتومبیل، تلویزیون احتمال بروز تضاد بیشتر می¬شود و مکانیسم کنترل آن به نوعی ایجاد اقتدار گرایی در این خانواده¬ها دیده می¬شود به نسبت خانواده¬هایی که اعضای کمتری دارند و شیوه اعمال قدرت آنان دموکراتیک می باشد (همان ماخذ، 1386: 40 و 41) .
مراحل چرخه زندگی
اساسا مفهوم چرخه زندگی خانوار بعد زمانی را به نمایش می¬گذارد. چرخه زندگی می¬تواند برمبنای سه وجه بنا شود که شامل تعداد مواضع در خانواده (پدر، مادر، کودک خردسال، تعداد فرزندان)، توزیع سنی و دگرگونی نقشها (از اشتغال پدر تا بازنشستگی) به طور کلی تشخیص چرخه زندگی خانواده به واسطه نقشهای مختلف در آن شکل می¬گیرد.
به اعتقاد بلاد هرچقدر از مدت زمان ازدواج بگذرد، تمایل بیشتری بین زوجین بوجود می¬آید که در حوزه¬های جداگانه اتخاذ تصمیم بنمایند. زن و مرد کمتر تمایل دارند درباره مسائل مربوط به تصمیمات روزمره صحبت کنند و این قدرت را در دستهای طرف مقابل که مورد علاقه یا مربوط به او است، تفویض می¬کنند. از آنجایی که امور خانواده در دستان زن است این بدان معناست که تغییر و تحول در تصمیم¬گیری از نوع مشارکتی به حوزه استقلالی در جریان است. لسلی با عنایت به تحقیقات بلاد این امر را در تخصصی شدن نقشها و ارتباط آن را با مراحل چرخه زندگی نشان داده است که تخصصی شدن نقشها به این امر برمی¬گردد که کدام یک از زن و شوهر وظیفه انجام امور را به طور پایدار در دست دارد. نمودار زیر مراحل چرخه زندگی را نشان می¬دهد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   گفتمان در اندیشه و نوشته های فوکو
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید