دانلود پایان نامه

وی درسال 1907 وارد دانشکده تربیت معلم دانشگاه کلمیبا شد تا تحصیلات حرفه ای خود را در آموزش و پرورش ادامه دهد در اینجا با فلسفه عملگرایی جان دیوئی مواجه شد و آن را پذیرفت،کیلپتریک که هم آزمایشگرا بود و هم پیشرفتگرا برانگیخته شد تا به ابداع روش تدریسی بپردازد که هدف و فعالیت را با هم تلفیق داده و پیامدهای محتمل را در عمل آزمایش کند. او روش پروژه را که برای بسیاری از آموزگاران پیشرفتگرا به صورت الگوی شاخص آموزش و پرورش در آمد ابداع کرد. وی در مقام دبیر ریاضیات اصلاحاتی در کلاس درس خویش آغاز کرد مثلاً وی معتقد بود که کارنامه و نمره توجه را به پاداشهای بیرونی متمرکز می سازد که ربطی به پیامدهای طبیعی یادگیری ندارد وی رسم نمرات بیرونی را که به تشخیص او موجب تقویت خودخواهی در بین دریافت کنندگان آنها و تحمیل احساس حقارت به یادگیرندگان کندتر می‌گردد ملغی ساخت وی به منظور توسعه آزادی در کلاس درس خویش دانش آموزان را به کار گروهی تشویق می کرد.
روش پروژه کیلپتریک اتکای آموزش و پرورش سنتی را بر آموزش کتاب محور مردود می‌انگاشت. با اینکه کیلپتریک خردستیز نبود ولی معتقد بود که کتاب نمی تواند جانشینی برای یادگیری از راه زندگی باشد زیانبارترین وجه کتاب زدگی در سلطه کتاب درسی در آموزش سنتی یافت می شود کراراً معلمان به طور انحصاری به اطلاعات کتب درسی تکیه می کنند این امر غالباً به تجارب دسته دومی می انجامد که به صورت مکانیکی سازماندهی شده اند دانش آموزی که در مدرسه سنتی کسب موفقیت می کند غالباً گرایش کتاب محورانه دارد و در حفظ کردن مطالب موفقیت دارد نه ضرورتاً در درک آنچه می خواند. تعلیم و تربیت سنتی به دلیل تاکیدی که بر کتاب محوری و از بر کردن مطالب داشت تا سرحد فعالیتهای مکانیکی بیروحی تنزل کرده بود که طی آن معلمان درسهایی را از متون کلاسی تعیین می کردند و دانش آموزان را به تمرین آنها وادار ساخته محفوظات دانش آموزان را شنیده و سپس آنان را بر مبنای یادآوری مطالب ارزیابی می کردند چنین آموزشی خلاقیت فردی را می کشد و به کسالت می انجامد و فاقد هدفهای اجتماعی همیارانه است.
در روش پروژه، دانش آموزان می بایست کار خود را در قالب فعالیتها یا پروژه هایی که زمینه ساز تلاشهای هدفمند باشند انتخاب،طراحی، هدایت و اجرا کنند روش پروژه در صورتبندی نظری، به عنوان روشی مشکل گشایانه قلمداد می شود. دانش آموزان چه به صورت فردی و چه گروهی مسائلی را که در تجربه هایشان ظهور می کند تعریف می کنند یادگیری وظیفه مدارخواهد بود به این معنی که موفقیت از طریق حل مساله و آزمودن راه حل از طریق عمل کردن بر پایه آن حاصل می شود عملی که از طراحی هدفمندانه ناشی شود با آزمودن عملگرایانه همخوانی خواهد داشت و بر پایه پیامدهایش مورد قضاوت واقع می شود . کیلپتریک توصیه می‌کرد که برنامه درسی مدرسه در چهارچوب چهار مقوله از پروژه ها تنظیم گردد. نخست پروژه خلاقانه یا سازندگی، شامل عینیت بخشیدن به یک طرح نظری در قالب بیرونی است مثلا ممکن است دانش آموزان تصمیم بگیرند نمایشنامه ای بنویسند و سپس اجرا نمایند.آنان متن رانوشته، نقشها را تعیین کرده، و در واقع نمایشنامه را اجرا می کنند یا آنکه پروژه خلاقانه می تواند در واقع متضمن طراحی نقشه یک کتابخانه باشد آزمایش در مرحله ساختن کتابخانه بر پایه نقشه ابداعی دانش آموزان تحقق می یابد. دوم پروژه قدرشناسی یا «حظ» است که به منظور کمک به لذت زیبا شناختی طراحی شده باشد. خواندن داستان،تماشای فیلم،یا گوش دادن به یک سمفونی مثالهایی ازپروژه هایی هستند که به ادراک زیبا شناختی منتهی می گردد. سوم پروژه «مساله» است که در آن دانش آموزان درگیر حل مساله فکری می شوند. مسائلی همچون حل تبعیض نژادی، بهبود کیفیت محیطی زیست، یا سازماندهی وسایل تفریحی سالم در شمار مسائل اجتماعی ای هستند که نیازمندکاوش عقلانی منضبط می باشند.
چهارم، «پروژه یادگیری ویژه» متضمن اکتساب مهارتی یا حیطه ای از دانش است. یادگیری ماشین نویسی، شنا، خواندن و نوشتن مثالهایی از اکتساب مهارت ویژه هستند.
کیلپتریک معتقد بود که روش پروژه برای کارهای گروهی است که در آن دانشجویان می توانند ضمن همکاری مسائل مشترک را پیگیری کنند و در پروژه مشارکتی سهیم گردند(جرالد ال .گونک . مکاتب فلسفی وآراء تربیتی – ترجمه دکتر محمد جعفر پاک سرشت 1378

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   انتخاب رشته تحصیلی و مشکلات مربط به آن
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید