دانلود پایان نامه

ویژگی‌های سازمان‌های مردم نهاد
از آنجا که این سازمانها از لحاظ نوع فعالیت و وظایف، حوزه کاری، وسعت جغرافیایی و زیرپوشش، تعداد اعضا و مسائلی از این قبیل دارای تنوع و گستردگی زیاد هستند، از نظر متخصصان و مسئولان ذیربط دارای ویژگی‌های مختلفی هستند که برخی از آنها ویژگی عام این سازمانها به شمار آمده و مورد قبول همگان می‌باشد و برخی دیگر از آنها نیز خاص برخی از آنها می‌باشد. از آنجا که شناخت این سازمانها از طریق شناخت ویژگی آنها امکان‌پذیر است، در ادامه به ویژگی‌هایی که محققان و مسئولان ذیربط این سازمانها برای آنها برشمرده‌اند، پرداخته می‌شود. از مجموع بررسی‌های صورت گرفته در زمینه سازمانهای غیردولتی و نیز شناسایی و تمیز سازمانهای مختلفی که با چنین هدف و فلسفه‌ای فعالیت می‌کنند، می‌توان ویژگی‌های زیر را مورد تأکید قرار داد:
1- غیرانتفاعی بودن : این سازمانها با انگیزه سودجویانه شکل نگرفته‌اند و در پی کسب سود برای اشخاص یا دسته‌های خاص نیستند. هرچند می‌توانند در فعالیتهای بازرگانی شرکت کرده تولید سود و سرمایه کنند، سود و سرمایه‌ی آنها باید صرفاً برای اجرای مأموریت سازمان به مصرف برسد یا در سازمان سرمایه‌گذاری شود.
2- نداشتن وابستگی به دولت : سازمانهای غیردولتی را مردم تأسیس می‌کنند و عموماً دولت در ایجاد و مدیریت آنها نقشی ندارد از قبیل انجمن‌ها، مجامع، گروههای حرفه‌ای و سازمانهای خیریه و مذهبی. به دیگر سخن این سازمانها در ساختار دیوانسالاری دولتی جایی ندارند. با وجود غیردولتی بودن این سازمانها، برخی دولتها با هدف گسترش مشارکتهای مردمی در تأسیس و مدیریت این سازمان‌ها دخالت می‌کنند.
3- داوطلبانه بودن : خصلت عمده‌ی سازمانهای غیردولتی آن است که مردم به صورت داوطلبانه آنها را تشکیل داده‌اند. با وجود آنکه این سازمانها باید تابع قوانین و مقررات باشند، هیچ تشکیلات دولتی نباید در شرایط عادی دستور ایجاد، اداره و انحلال آنها را صادر کند و هرچند این سازمانها به استخدام کارمند اقدام می‌کنند، به مشارکت داوطلبانه‌ی بسیاری از افراد علاقه‌مند، برای خدمت در هیئت مدیره و کمک‌های دیگر متکی هستند.
4- برخورداری از شخصیت حقوقی : برای گسترش فعالیت سازمانهای غیردولتی، قوانینی وضع می‌شود که براساس آن، این سازمانها به ثبت رسیده، از شخصیت حقوقی مستقل برخوردار می‌شوند. این امر موجب جلب اعتماد مردم به آنها شده و از این طریق آنها می‌توانند با سازمانهای دولتی قرارداد امضا کرده، از تسهیلات مختلفی نظیر وام بانکی استفاده کنند.
5- مدیریت دموکراتیک و مشارکتی : در این سازمانها فرآیند دموکراتیک یا مردم‌سالاری اهمیّت بالایی دارد زیرا این روند مشارکت مستمر افراد داوطلب را تضمین می‌کند. ماهیت مردمی آنها اقتضا می‌کند که فرآیند اداره آنها از پایین به بالا و مشارکتی باشد. برهمین اساس نیز مدیران آنها از سوی اعضا انتخاب و درصورت عدم رضایت از عملکردشان برکنار می‌شوند. این ویژگی سبب می‌شود که اعضا همواره برعملکرد مدیران نظارت داشته باشند و مدیران پاسخگوی عملکردشان در مقابل اعضا باشند و به این ترتیب نیز سازمان از پویایی بیشتری برخوردار شود. بنابراین، هرچند سازمانها به سوی نخبه‌گرایی حرکت کنند از ماهیت دموکراتیک بودن به در خواهند شد.
6- خودگردان : سازمانهای غیردولتی، ازنظر مالی خودگردان هستند. هرچند آنها از دولت، افراد خیّر، سازمانهای بین‌المللی و… کمکهایی دریافت می‌کنند، این کمکها نباید به‌گونه‌ای باشد که وابستگی‌شان را به کمک دهنده فراهم کرده، آنها را از اهداف و تعهدات اجتماعی‌شان دور سازد.
7- غیرسیاسی بودن : سازوکارهای تأسیس سازمانهای غیردولتی با سازمانهای سیاسی(احزاب) متفاوت است و معمولاً آنها در زمان تأسیس تعهداتی مبنی بر وارد نشدن به حوزه‌های سیاسی می‌سپارند. در برخی کشورها نظیر اندونزی زمانی که سازمانهای غیردولتی با احزاب سیاسی همدستی داشته‌اند، دولت مانع از گسترش آنها شده است. با این همه، این ویژگی نباید به معنی اجتناب ازحرکتهای جمعی و انتقادی به برنامه‌ریزی‌های دولتی و بین‌المللی تلقی شود. آنها می‌توانند از سازمانهای ملّی و بین‌المللی انتقاد کنند، برنامه‌هایشان را افشا کنند و راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز ترتیب دهند.
8- معافیت مالیاتی : همانطور که سازمانهای غیردولتی به صورت غیرانتفاعی اداره می‌شوند و با هدف خدمات‌رسانی به اقشار آسیب‌پذیر و توسعه اجتماعی فعالیت می‌کنند، از پرداخت مالیات معاف هستند (ببری، 1383).
همچنین سازمانهای مردم نهاد از جمله سازمانهای تازه و نوپا هستند که دارای ویژگی‌هایی هستند که آنها را از سازمانهای دولتی متمایز می‌سازد که عبارتند از: الف- سازمانهای مردم نهاد با مشارکت داوطلبانه شهروندان شکل می‌گیرند یعنی روش شکل‌گیری و اداره آنها توسط گروهی از مردم و به شکل داوطلبانه است. ب- سازمانهای مردم نهاد متشکل از افرادی هستند که انگیزه بالایی برای فعالیت گروهی در راستای هدف مشخصی دارند و فعالیت آنها معطوب به منافع همگانی است. سازمان غیرانتفاعی، خدمت‌مدار و توسعه محور که در جهت منافع افراد جامعه عمل می‌نماید. ج- سازمانهای مردم نهاد غالباً به دنبال سود به معنای درآمدزایی نیستند و اکثراً به اصطلاح غیرانتفاعی هستند. سازمانی که از نظر ساختاری انعطاف‌پذیر و مردمی است و بدون منفعت‌طلبی در جهت ارائه خدمات به جامعه تلاش می‌کند. د- غالباً این سازمانها با توجه به اهداف ویژه‌ای تعریف می‌شوند و هدف آن توانمندسازی افراد جامعه است. ه- سازمانی که به هیچ حزب سیاسی وابسته نبوده و به طور کلی متعد به خدمت برای توسعه و رفاه اجتماعی است. و- سازمانهای مردم نهاد با اراده دولتها تأسیس نشده و توسط دولتها مدیریت نمی‌شوند (درآمدی بر اصول، قوانین و مقررات سازمانهای مردم نهاد، 1390: 11).
در سال 1990، تلاشی دامنه‌دار، جامع و آکادمیک در دانشگاه جان هاپکینز برای تعریف، شاخص‌سازی و طبقه‌بندی سازمانهای غیردولتی بر مبنای داده‌ها و بررسی تطبیقی در کشورهای مختلف آغاز شد. مطالعاتی که توسط سالامون وانهایمر، با بررسی 13 کشور آغاز و به مرور با پوشش بیشتر از 40 کشور هنوز ادامه دارد. از آنجا که گفته می‌شود این تحقیق مفصل‌ترین تحقیقی است که توسط محققین علوم اجتماعی برای تعریف بخش سوم که خارج از بازار و دولت وجود دارد، ارائه داده‌اند (بابامرادی، 1384: 22)، در اینجا به بیان ویژگی‌ها و طبقه‌بندی سازمانهای غیردولتی براساس این کار که به الگوی جان هابکینز معروف است بسنده می‌کنیم:
1- سازمان‌یافتگی: به این معنا که تشکل تا حدودی نهادینه و تثبیت شده باشد. براساس این شاخص، مهم نیست تشکل ثبت یا به نوعی هویت حقوقی پیدا کند بلکه آن چه اهمیّت دارد؛ هویت سازمانی نسبی داشتن است و این هویت سازمانی با تدوین اساسنامه قانونی و تأسیس، دارا بودن ساختار سازمانی، هدفمندی، استمرار نسبی در فعالیتها یا داشتن تشکیلات متعارف تأمین می‌شود.
2- خصوصی بودن: بدان معنا که تشکلها به صورت سازمانی از دولت جدا باشند. لازمه خصوصی بودن آن نیست که این سازمانها، اعلانات یا کمکهای در خور توجهی از دولت دریافت نکنند یا حتی مقامات دولتی در هیأت موسسان عضو نباشند بلکه غیردولتی بودن به آن معناست که از نظر ساختار و تشکیلات، وابسته به مجموعه‌های دولت نباشند و احکام و اختیارات دولتی را اعمال نکنند.
3- خودگردانی و استقلال: بدان معنا که بتوانند خود بر فعالیتهای خویش تسلط و نظارت داشته باشند و عملاً تحت نفوذ و سیطره دولت، احزاب یا بخش خصوصی قرار نگیرند.
4- توزیع غیرانتفاعی: بدان معنا که عواید حاصل از خدمات و فعالیت‌هایشان به موسسان یا مدیران تعلق نگیرد. این عواید باید مجدداً برای اهداف اصلی سازمان هزینه یا سرمایه‌گذاری شود.
5- داوطلبانه بودن: بدان معنا که سازمان درحد متعارفی در فعالیت‌هایش، داوطلبانه بودن را به نمایش بگذارد. دیگر اینکه داوطلبانه بودن به معنای مشارکت غیراجباری در فعالیت‌هاست بنابراین سازمانهایی که در آنها به تلویح یا به تصریح در قانون مربوط به آن عضویت اجباری است از این بخش مستثنی هستند(پدرام، 1380: 124).
همچنین برای طبقه‌بندی سازمانهای غیردولتی دوازده گروه اصلی به شرح زیر تعریف شده است که هر گروه اصلی نیز به چند گروه تقسیم می‌شود: گروه یکم فرهنگی و تفریحی، گروه دوم آموزشی و تحقیقاتی، گروه سه بهداشت و درمان، گروه چهارم خدمات اجتماعی، گروه پنجم محیط زیست، گروه ششم توسعه و خانه‌داری، گروه هفتم حقوقی، حمایتی و سیاسی، گروه هشتم خدمات خیریه و بشردوستانه و ارتقای فعالیتهای داوطلبانه، گروه نهم بین‌المللی، گروه دهم مذهبی، گروه یازدهم کسب و کار و انجمن‌های حرفه‌ای و تخصصی و اتحادیه‌ها و گروه دوازدهم مواردی که تحت هیچکدام از این دسته‌بندی‌ها قرار نمی‌گیرند(پدرام، 1380: 129).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم مهارت های زندگی از منظر علوم اجتماعی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید